پيردر ويش


به نام خداوند مهربان روستاي ماكران كه در اين مكان فعلي  درحال زندگي هستند در  سال 1235 به علت مريضي كه آمده بود ودر اين بيماري كه در تمامي منطقه گهرباران ومنطقه نكاه و ساري  آمده بود  بيشتر مردم مرده بودند و اين بيماري كه در تاريخ ساري هم آمده است وبه گفته پيران كه در اين روستا زندگي مي كردند  اين حرف را هم تاييد مي كند ودر هشتم محرم را در اين روستا به همين خاطر مراسم مي گرفتند اين مراسم روز هشتم محرم رابه خاطر اينكه ديگر از اين نوع بيماري  انجام ميدادند    وقبل  از اينكه كه به اين مكان بيايند  در شمال همين روستا به نام پير در ويش  زندگي مي كردند با سنگ هاي كه در اين مكان به دست امده وقبل از اين مكان در نزديكي بالامزار (شش دختر  يا گلزار شهدا ماكران ) كه مي گويند بوده با اين كه در اين مكان چه مدت زندگي بوده خوب معلوم نيت وباپيدا شدن چندين سنگ قبر  را كه پيدا شده  معلوم ميكند كه نزديك به  200الي 250 زندگي  مي كردن اين موضوع رااز حاج خليل  خليلي وديگر پيرمردان سوال كرديم  در باره ماكران سوال كرده اين موضوع  را كه در باره اين حرف ها را تاييد  مي كرد  زماني كه در اين مكان مردم زندگي مي كردند  از نوع كشاورزي ومعصولات  كه مي كاشتند  وبيشتر ين معصولات در ان زمان گندم و برنج بوده ودر جاهاي كه در قسمت جنوب غربي و در غرب وشمال غربي  بوده  ودر مسير سنگر مال زندگي مي كردند ودر باره اين سنگر مال مي توان   كه هميشه تاريخ  با  اين روستا  بوده و در حال هم است حال اگر در باره اين سنگرمال كه مطالب زيادي است  اين روستا كه در پير درويش  بوده وبيشتري كار اين مردم دران زمان كشاورزي برنج بود   در باره اين كه مردم روستاي ماكران در چه   زماني به اين مكان آمده اند باز بايد از تاريخ وگفته هايي كه شنيده ام وباز بايد اين موضوع را بايد با اتفاقات تاريخ برسي كرد وتا بتوانيم درباره اين روستا بيشتر بدانيم به خاطر همين به تاريخ باز مي گرديم ودر باره اتفاق را كه در سال 1017 افتاد كه در اين سال زلزله شديدي كه روي داده بود  ومردمي از زن ومرد وبچه  وپير وجواني  زيادي كشته شده اند بودند  و   واتفاق ديگري كه در زمان نزيكتري كه اتفاق افتاد 28 سال بعد يعني در سال 1045 بود كه حمله روسها اتفاق  افتاد  وبا كشته شدن و از بين رفتن زن ومرد پيروجوان وبچه هاي راكه در گهواره بودند در اين حمله را كه روسها كردند وباخراب كردن آسيابي راكه مردم داشتن  به خاطر انكه مردم را در مزيقه قرار دهند اين گونه كارها را انجام مي دادند  اين موضوع  باعث شد كه مردم روي به كشاورزي برنج  بياورند چون در ان زمان مقدار زمين كشاورزي برنج كم بود  ومردم بيشتر گندم وپنبه  مي كاشتند و به خاطر انكه از ابي راكه قبلا سنگ آسياب را مي چرخاند  اين اب را براي  كار كشاورزي برنج مي بردند  چندين عكس از سنگ قبربه دست امده را در هفته هاي اتي برروي اين سايت ميگذارم  

قبرستان ماكران (شش دختر ¸ گلزار شهدا)


در باره اين قبرستان كه در چندين قرن پيش مردم در نزديكي ان زندگي مي كردند

اين قبرستان داراي قدمت 650الي 700 سال سابقه دارد چون در سال 1370 كه در داخل اين قبرستان را تسي ميكردند به سنگ برخوردند كه تاريخ 765 ه ق نوشته بود واين موضوع براي كساني كه در انجا كار مي كردند نسبت به اين سنگ بي تفاوت بوده وان را در تسي آن منطقه زير خاك انداختن  در اين قبرستان قبر ((ملا رحمت بن كاظم زنگتي ))پيدا كرده بودند كه  به تاريخ عربي نوشه بود  760 ه ق در اين مكان زندگي مي كرده است

در اين قبرستان گفته ميشود كه يم اسياب بزركي بوده كه مردم ان زمان براي اسياب گندم از ان استفاده  مي كردند  واب اين اسياب از چشمه كه در حدود 400الي 450 متر ان بوده تامين ميشده است ودر سالهاي 1365 الي 1370  بود كه اين سنگ اسياب را در نزديكي اين اسياب ده بودند